محمد رضا واليزاده معجزى
344
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
غرب ) در [ كتاب ] بازيگران عصر طلايى به ادامه مطلب مىپردازيم . « 1 » در موقع عبور از تنگ زاهدشير ، لرها ديده بودند كه تمام عده لشكر غرب بيش از دو هزار نفر نيست و همينكه از بهت و گيجى شكست بيرون آمدند متوجه ناچيزى اين عده و قدرت و عظمت سيصد هزار خانوار لرستانى گرديدند و لابد پيش خود گفتند غيرت لر كجا رفته كه يك مشت نظامى با ما كارى را كه تاكنون هيچكس نتوانسته است بكند كرده و ما را شكست بدهند . سياستمدار و نقشكششان همان مهر على خان بود و او نقشه نابود ساختن لشكر را به قسمت طرح كرد : يك قسمت پانصد نفرى كه با خود مهر على خان بودند و قتل عام كردنشان آسان بود . يك قسمت ديگر افرادى بودند كه در برجهاى بين راه پست داشتند و آنها تأمين راه بين خرمآباد و بروجرد را عهدهدار بودند . كشتن اين افراد به عهده سواران غلامعلى خان امير همايون واگذار شده بود كه مركزشان در كوههاى سياهكمر بود و مدار عملياتشان به اطراف توسعه پيدا مىكرد . قسمت سوم كشتن نظاميان متمركز در خود خرمآباد بود كه نظر به اهميت زياد موضوع مأموريتش به عهده شيخه رئيس بيرانوند واگذار شده بود . مقدمات اين نقشه به همين طريق نرمنرمك اجرا شد به اين معنى كه شيخه با عده زيادى آمد و در جلگه دو [ فر ] سخى خرمآباد موسوم به كرهگار و در انتظار روز حمله نشست . امير همايون هم به سوارانش دستور داد كه مرتب هرشب چند نفر از نظاميان بين راه را بكشند . خود مهر على خان هم براى خام كردن امير لشكر عنلا اقدامى نمىكرد ولى به سركردههايش رسانيده بود كه در روز معين تمام پانصد نفر نظامى را كه براى جنگ به او سپرده شده بود ، كه تيره قلندر حبشى را تنبيه كنند ، يك مرتبه بكشند . از برجهاى بين راه هرروز راپورت مىرسيد كه اقلا هرشب هفت هشت نفر كشته شده و اين رقم با وجود حفاظت مفيد و مؤثر برجها مع ذلك هرروز زيادتر مىشد . امير احمدى از همان تماس اولى كه در آبستان با لرها پيدا كرده بود از رشادت و از جانگذشتگى و مهارت فوق العاده آنها در تيراندازى به حيرت افتاده و حقيقتا هم يك نفر لر را مساوى چهار پنج نفر نظامى تشخيص داده بود . مدتى به فكر چاره فرورفت . بالاخره به خاطرش رسيد كه دستگاه مرتبى براى برجسازى آماده كند كه در هرپيشروى فورا برجهايى به وجود آورند و به اين طريق تا اندازهاى افراد نظامى را از حملات متهورانه و ديوانهوار الوار محفوظ بدارند . ولى سواران غلامعلى خان از اين سنگرهاى استوانهاى ابدا باك نداشتند . مرتب عدهاى دور برج را گرفته و با شليك و
--> ( 1 ) . اصل : اينطور نوشته شده است .